حرف دل

زندگي خاطره اي بيش نيست ،خواه تلخ ، خواه شيرين وآيينه دل ،دل نگاري است از گذشته،حال وآينده نگارنده در كوچه باغ پر پيچ وخم خاطرات.
‏نمایش پست‌ها با برچسب باميان باستان،شعر بامیان،محمدروحانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب باميان باستان،شعر بامیان،محمدروحانی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ دی ۲۰, سه‌شنبه

هوای تازه !؟

شبی تاریک
 
یک آسمان ستاره

سورکوی گاه گاه آرزو

ویک خورشید نگاه

وامانده و چشم براه

-----------

دستانی تکیده

لرزان وبی رمق

گشوده بر پهنه آسمان

لبریز از تمنا

عشق را فریاد می زد

--------------

لبانی ترک خوره

همنوا

باجیرجیر، جیرجیرکان

سردوبی روح

زمزمه ای گنگ سر می داد !!!

------------

نگاهی مسخ ومبهوت

غرق درظلمت شب

رنجور وحسرت زده

اندوهی بی پایان را

نظاره گر بود

-------------

فروغ ستاره صبح

طلوع روشنایی را

نوید داد !!!!

-------------

دستان بی رمق را 
جانی گرفت!

لبخندی شیرین

لبان بی رنگ را

رونق داد !

چشم را

نوری فراگرفت

------------
شفق صبح

نزدیک بود

آخرین ثانیه های ظلمت

طلوع روشنایی را

نجوا میکرد

نجوایی شیرین !!!

---------------

هوایی تازه دمیده شد

لبریز از پاکی

سرشار از

عطر دلپذیر بهار !!!!  


           (محمد روحانی)